فرهنگ آریان‌پور

نمکین

#۲۰۳٬۳۴۷

معنی‌های انگلیسی
۱

salty

نمکین، شور

۲

briny

شور، مثل آب دریا، نمکین

۳

saline

محلول نمک، درجه شورى، نمک دار، نمکین، شور

۴

brinish

(briny =) ـ نمکین، شور

۵

salt

نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن