فرهنگ آریان‌پور

نمک طعام

#۲۰۳٬۳۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

salt

نمک طعام، نمک میوه، نمک هاى طبى، نمکدان (saltshaker)، نمکزار (salt marsh)، نمک زدن، نمک پاشیدن، شور کردن

۲

tablesalt

نمک طعام

۳

halite

(معدن) نمک اصلى کلرورسدیم، نمک طعام

۴

sodium chloride

(شیمى) نمک طعام