فرهنگ آریان‌پور

نمک - اب -

#۲۰۳٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

brine

شوراب، آب شور، اشک، آب نمک

۲

souse

آب نمک، ترشى، در ترشى فرو بردن، با ترشى مخلوط کردن، غسل دادن، در آب غوطه ور شدن، ترشى انداختن، به طور کامل پوشاندن، حمله کردن، بسختى افتادن، آهار فروبرى، شستشو، مست، مست کردن یا شدن

۳

saltwater

آب نمک، زیست کننده در آب شور