فرهنگ آریان‌پور

نماد چیزی بودن

#۲۰۲٬۷۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۲

typify

نمونه دادن، با نمونه مشخص کردن، نمونه بودن، نماینده نوعى از گیاه یا جانور بودن

۳

symbolize

نشان پردازى کردن، نماد پردازى کردن، حاکى بودن از