فرهنگ آریان‌پور

نماد

#۲۰۲٬۷۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

symbolism

نماد، نمایش به وسیله علائم، مکتب رمزى، نشان پردازى

۲

symbol

نشان، علامت، نماد، رمز، اشاره، رقم، به صورت سمبل درآوردن، مظهر

۳

mark

نشان، ارزه، نمره، نشانه، علامت، داغ، هدف، پایه، نقطه، درجه، مرز، حد، علامت گذاشتن، توجه کردن

۴

sign

نشان، نشانه، علامت، اثر، صورت، آیت، تابلو، اعلان، امضاء کردن، امضاء، نشان گذاشتن، اشاره کردن

۵

type

سنخ، نوع، قسم، رقم، گونه، الگو، قبیل، حروف چاپى، کلیشه، باسمه، ماشین تحریر، طبقه بندى کردن، با ماشین تحریر نوشتن، نوع خون، نوع خون را معلوم کردن

۶

badge

نشان، علامت، امضاء و علامت برجسته و مشخص

۷

totem

توتم، روح محافظ شخص، درخت یا جانورى که سرخ پوستان حفظ و حامى روحانى خود دانسته و از تجاوز به آن یا خوردن گوشت آن خوددارى مى کردند، روح یا جانور حامى شخص

۸

emblem

نشان، نشانه، علامت، شعار، (ک.) تمثیل، با علایم نشان دادن

۹

hallmark

نشان، عیارى که از طرف زرگر یا دولت روى آلات سیمین و زرین گذاشته مى شود، انگ

۱۰

allegory

تمثیل، حکایت، کنایه، نشانه، علامت

۱۱

ideogram

تجسم و نمایش عقاید و افکار و اجسام با تصویر

۱۲

personification

تجسم شخصیت، عین، همانند دیگرى