فرهنگ آریان‌پور

نما

#۲۰۲٬۷۷۲

معنی‌های انگلیسی
۱

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۲

air

هوا، هر چیز شبیه هوا (گاز، بخار)، باد، نسیم، جریان هوا، نفس، شهیق، استنشاق، (مجازى) نما، سیما، آوازه، آواز، آهنگ، بادخور کردن، آشکار کردن

۳

face

صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن

۴

fucus

رنگى که براى زیبایى پوست به کار مى رود، نما، کتانجک، خس دریایى، سرخاب مالیدن

۵

index

شاخص، زیرنویس، فهرست، راهنما (مثلا در جدول و پرونده)، (در کتاب) جاانگشتى، نمایه، نما، راهنماى موضوعات، فهرست راهنما داراى فهرست کردن، بفهرست درآوردن، نشان دادن، به صورت الفبایى (چیزى را) مرتب کردن، فهرست ساختن

۶

facing

صورت، نما، روى، مواجه شدن، رخ، رخسار، رو، چهره، طرف، سمت، وجه، ظاهر، منظر، رو به رو ایستادن، رویاروى شدن، پوشاندن سطح، تراشیدن، صاف کردن، روکش کردن face ریاضی‌

۷

louver

بادگیر، گنبد روزنه دار، (براى روشنایى یادودکش)، فانوس، دودکش بخارى، منفذ دودکش، نما، حایل

۸

louvre

بادگیر، گنبد روزنه دار، (براى روشنایى یادودکش)، فانوس، دودکش بخارى، منفذ دودکش، نما، حایل

۹

visage

رخسار، رخ، چهره، رو، صورت، لقا، سیما، منظر، نما

۱۰

diagram

شکل هندسى، طرح، خط هندسى، نمودار، نما

۱۱

surface

رویه، سطح، ظاهر، بیرون، نما، ظاهرى، سطحى، جلا دادن، تسطیح کردن، بالا آمدن (به سطح آب) ـ

۱۲

exponent

تعریف کننده، شرح دهنده، نماینده، توان، نما

۱۳

superficies

رو، سطح، روکار، ظاهر، نما، جبهه

۱۴

power

زور، قدرت، برترى، توان، نیرو، اقتدار، سلطه نیروى برق، قدرت دید ذره بین، نیرو بخشیدن به، نیرومند کردن، زور به کار بردن، برق

۱۵

aspect

نمود، سیما، منظر، صورت، ظاهر، وضع، جنبه