فرهنگ آریانپور
اویزه
#۲۰٬۲۷۷
lug
گوشک، گوش پوش، آویزه، دسته یا هر چیزى که به وسیله آن چیزى را حمل یا بیاویزند، هر عضو جلو آمده چیزى، دیرک، تیر، آدم کله خر، کودن، عذاب دادن، به زور کشیدن، کشیدن و بردن، قالب زدن (بزو)، گنجانیدن، پس زدن دهنه اسب، سنگین حرکت کردن
pendant
معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه کالبدشناسی
appendix
ضمیمه، ذیل، دنباله، آویزه، (پزشکى) زائده کوچک، قولون، زائده ى آپاندیس، پیوست
tag
برچسب، برچسب زدن، علامت زدن، منگوله یا نوار، بند گردان سرود، تهلیل، مثال یا گفته مبتذل، ضمیمه کردن، ضمیمه شدن به، اتیکت چسباندن به، بدنبال آوردن، گرگم به هوا بازى کردن
drape
با پارچه پوشانیدن، با پارچه مزین کردن
lappet
لاله گوش، نرمه گوش، دامن، آویز، گوشت آویخته، لبه آویخته کلاه
appendage
ضمیمه، پیوست، دستگاه فرعى