نگهداری
#۲۰۲٬۶۷۵
upkeep
نگهدارى، تعمیر، نگهدارى کردن، هزینه نگهدارى و تعمیر، مرمت
retention
نگهدارى، نگاهدارى، ابقا، ضبط، حافظه
preservation
نگهدارى، حفظ، محافظت، جلوگیرى، حراست
conservation
نگهدارى، حفاظت، حفظ منابع طبیعى
guardianship
نگهدارى، قیمومیت
tenure
حق تصدى، تصرف، نگهدارى، اشغال، اجاره دارى، تصدى
keeping
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
retinue
همراهان، خدم و حشم، ملتزمین، نگهدارى، حفظ
restraint
جلوگیرى، منع، نگهدارى، خوددارى
sustention
(sustentation =) ـ اطعام، اطعام مساکین، نگهدارى، استعانت مالى
maintenance
نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء
sustentation
(sustention =) ـ اطعام، اطعام مساکین، نگهدارى، استعانت مالى
care
تیمار، پرستارى، مواظبت، بیم، دلواپسى (معنى مجازى) غم، پروا داشتن، غم خوردن، علاقمند بودن
custody
حفاظت، حبس، توقیف
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
reservation
ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)