فرهنگ آریان‌پور

نگهداری

#۲۰۲٬۶۷۵

معنی‌های انگلیسی
۱

upkeep

نگهدارى، تعمیر، نگهدارى کردن، هزینه نگهدارى و تعمیر، مرمت

۲

retention

نگهدارى، نگاهدارى، ابقا، ضبط، حافظه

۳

preservation

نگهدارى، حفظ، محافظت، جلوگیرى، حراست

۴

conservation

نگهدارى، حفاظت، حفظ منابع طبیعى

۵

guardianship

نگهدارى، قیمومیت

۶

tenure

حق تصدى، تصرف، نگهدارى، اشغال، اجاره دارى، تصدى

۷

keeping

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۸

retinue

همراهان، خدم و حشم، ملتزمین، نگهدارى، حفظ

۹

restraint

جلوگیرى، منع، نگهدارى، خوددارى

۱۰

sustention

(sustentation =) ـ اطعام، اطعام مساکین، نگهدارى، استعانت مالى

۱۱

maintenance

نگهداشت، نگهدارى، تعمیر، قوت، گذران، خرجى، ابقاء

۱۲

sustentation

(sustention =) ـ اطعام، اطعام مساکین، نگهدارى، استعانت مالى

۱۳

care

تیمار، پرستارى، مواظبت، بیم، دلواپسى (معنى مجازى) غم، پروا داشتن، غم خوردن، علاقمند بودن

۱۴

custody

حفاظت، حبس، توقیف

۱۵

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۱۶

reservation

ذخیره، رزرو کردن صندلى یا اتاق در مهمانخانه و غیره، کتمان، تقیه، شرط، قید، استثناء، احتیاط، قطعه زمین اختصاصى (براى سرخ پوستان یا مدرسه و غیره)