نگهدار
#۲۰۲٬۶۶۵
backer
نگهدار، پشتیبان، حامى، کسى که دراجراى نقشه اى کمک مى کند، حمال، باربر
keeper
نگهدار، نگهبان، حافظ
protector
نگهدار، پشتیبان، حامى، سرپرست، قیم، نیکدار
patron
حافظ، حامى، نگهدار، پشتیبان، ولى نعمت، مشترى
tenter
(نساجى) چهارچوب پارچه خشک کنى، نگهدار، مستحفظ، خیمه دار، خیمه دوز
buttress
شمع پشتیبان دیوار، حایل، نگهدار، پایه، شمع زدن، محکم بستن، داراى شمع یا حایل
stanchion
پایه، تیر، میل، شمع، حایل، نگهدار، سایبان یا چادر جلو مغازه، مهار یا محدود کردن، تیر دار کردن
supporter
حامى، پشتیبان، نگهدار
depositary
امانت دار، سپرده، نگهدار، ضامن
sustentative
اعانت دهنده، کمک کننده به فقرا، نگهدار
chuck
گیره اى که مته را در ماشین نگه مى دارد، مرغک، عزیزم، جانم، (زبان عامیانه انگلیس) جوجه مرغ تکان، صدایى که براى راندن حیوان به کار مى رود
brace
ابرو، آکولاد، تحریک احساسات، تجدید و احیاى روحیه، بند شلوار، خط ابرو، با بست محکم کردن، محکم بستن، در مقابل فشار مقاومت کردن، آتل
mullion
جرز یا آلت عمودى میان قسمت هاى پنجره، جرز دار کردن مکانیک
caretaker
سرپرست، مستحفظ، سرایدار
custodian
سرایدار، نگهبان، متولى