فرهنگ آریانپور
نگهبانی کردن
#۲۰۲٬۶۶۴
guard
نگهبان، پاسدار، پاسدارى کردن، پاسبان، مستحفظ، گارد، احتیاط، نرده روى عرشه کشتى، نرده حفاظتى، پناه، حایل، حالت آماده باش در شمشیر بازى و مشت زنى و امثال آن، نگاه داشتن، محافظت کردن، نگهبانى کردن، پاییدن
chaperon
شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت
sentinel
نگهبان، قراول، دیده بان، کشیک، نگهبانى کردن
chaperone
شخصى که همراه خانم هاى جوان مى رود، نگهبان یا ملازم خانم هاى جوان، نگهبانى کردن، همراه دختران جوان رفتن (براى حفاظت آنها)، اسکورت