فرهنگ آریان‌پور

نگران بودن

#۲۰۲٬۵۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

look for

نگران بودن، منتظر بودن، درجستجو بودن، بیمار بودن

۲

concern

ربط، بستگى، بابت، مربوط بودن به، (به صورت اسم مفعول) دلواپس کردن، (معنى مجازى) نگران بودن، اهمیت داشتن

۳

fear

ترس، بیم، هراس، ترسیدن (از)، وحشت

۴

mind

فکر، خاطر، ذهن، خیال، مغز، فهم، فکر چیزى را کردن، یاد آورى کردن، تذکر دادن، مراقب بودن، مواظبت کردن، ملتفت بودن، اعتناء کردن به، حذر کردن از، تصمیم داشتن

۵

tremble

لرزیدن، مرتعش شدن، لرز، لرزه، ارتعاش، ترساندن، لرزاندن، مرتعش ساختن، رعشه

۶

exercise

ورزش، تمرین، مشق، عمل کردن، استعمال کردن، تمرین دادن، به کار انداختن

۷

apprehend

دریافتن، درک کردن، توقیف کردن، بیم داشتن، هراسیدن