فرهنگ آریان‌پور

نگاهداری

#۲۰۲٬۵۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

internment

نگاهدارى، توقیف

۲

hold

(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى

۳

keep

(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه

۴

poise

توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن

۵

support

پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن

۶

retention

نگهدارى، نگاهدارى، ابقا، ضبط، حافظه

۷

subsistence

اعاشه، زیست، گذران، معاش، خرجى، وسیله معیشت، امرار معاش، دوام، نگاهدارى