فرهنگ آریانپور
نگاهداری
#۲۰۲٬۵۵۸
internment
نگاهدارى، توقیف
hold
(past: held ; past participle: held) ـ دست نگاه داشتن، تامل، نگهداشتن، نگاه داشتن، دردست داشتن، گرفتن، جا گرفتن، تصرف کردن، چسبیدن، نگاهدارى
keep
(past: kept ; past participle: kept) ـ نگاه داشتن، اداره کردن، محافظت کردن، نگهدارى کردن، جلوگیرى کردن، ادامه دادن، مداومت بامرى دادن نگاهدارى، حفاظت، امانت دارى، توجه
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
support
پشتیبانى، تکیه گاه، حمایت کردن، تایید کردن، تحمل کردن، متکفل بودن، نگاهدارى، تقویت، تائید، کمک، پشتیبان زیر برد، زیر برى، پشتیبانى کردن
retention
نگهدارى، نگاهدارى، ابقا، ضبط، حافظه
subsistence
اعاشه، زیست، گذران، معاش، خرجى، وسیله معیشت، امرار معاش، دوام، نگاهدارى