فرهنگ آریان‌پور

نگاه

#۲۰۲٬۴۴۰

معنی‌های انگلیسی
۱

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۲

gander

(زبان عامیانه) نگاه، نظر گردش کردن، (جانور شناسى) غاز نر، آدم نادان، مرد متاهل

۳

glance

برانداز، برانداز کردن، نگاه، نگاه مختصر، نظر اجمالى، مرور، نگاه مختصر کردن، نظر اجمالى کردن، اشاره کردن ورد شدن برق زدن، خراشیدن، به یک نظر دیدن

۴

regard

ملاحظه، مراعات، رعایت، توجه، درود، سلام، بابت، باره، نگاه، نظر، ملاحظه کردن، اعتنا کردن به، راجع بودن به، وابسته بودن به، نگریستن، نگاه کردن، احترام

۵

kenning

(ادبیات کهن آلمان) نوعى استعاره (مثلا " دریارو " به جاى " کشتى ")، دانش، نگاه، قدرت بینایى

۶

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن