فرهنگ آریان‌پور

نگاره

#۲۰۲٬۴۱۳

معنی‌های انگلیسی
۱

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره

۲

image

مجسمه، تمثال، شکل، پنداره، شمایل، تصویر، پندار، تصور، خیالى، منظر، مجسم کردن، خوب شرح دادن، مجسم ساختن، نگاره

۳

graph

گراف، نگار، نمودار، نمایش هندسى، نقشه هندسى، گرافیک، طرح خطى، هجاى کلمه، اشکال مختلف یک حرف، با گرافیک و طرح خطى ثبت کردن، با نمودار نشان دادن

۴

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۵

diagram

شکل هندسى، طرح، خط هندسى، نمودار، نما diagram gram _

۶

picture

تصویر، عکس، منظره، سینما، با عکس نشان دادن، روشن ساختن، نقاشى کردن، تصور، وصف، مجسم کردن

۷

depiction

نمایش، ترسیم، نگارش، تعریف

۸

illustration

مثال، تصویر