فرهنگ آریان‌پور

نگار

#۲۰۲٬۳۸۷

معنی‌های انگلیسی
۱

graph

گراف، نگار، نمودار، نمایش هندسى، نقشه هندسى، گرافیک، طرح خطى، هجاى کلمه، اشکال مختلف یک حرف، با گرافیک و طرح خطى ثبت کردن، با نمودار نشان دادن

۲

love

مهر، عشق، محبت، معشوقه، دوست داشتن، عشق داشتن، عاشق بودن

۳

flame

شعله، زبانه آتش، الو، تب و تاب، شورعشق، شعله زدن، زبانه کشیدن، مشتعل شدن، تابش

۴

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۵

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۶

darling

محبوب، عزیز

۷

imprint

مهر زدن، نشاندن، گذاردن، زدن، منقوش کردن

۸

register

دفتر ثبت، ثبت آمار، دستگاه تعدیل گرما، پیچ دانگ صدا، لیست یا فهرست، ثبت کردن، نگاشتن، در دفتر وارد کردن، نشان دادن، منطبق کردن، ثبات