فرهنگ آریان‌پور

اویخته بودن

#۲۰٬۲۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

slouch

آدم بى دست و پا، آدم بى کاره و بى کفایت، تنبل، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن سر به زیر، خمیده بودن، آویخته بودن، آویختن، پوست انداختن

۲

flow

گردش، روند، جریان، روانى، مد (برابر جزر)، سلاست، جارى بودن، روان شدن، سلیس بودن، بده، شریدن flow از عقب‌

۳

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۴

trail

بدنبال کشیدن، بدنبال حرکت کردن، طفیلى بودن، دنباله دار بودن، دنباله داشتن، اثر پا باقى گذاردن، پیشقدم، پیشرو، دنباله

۵

beetle

سوسک (beetling , beetled =) ـ آویخته شدن، پوشیده شدن، پیش آمدن، سوسک وار

۶

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما