فرهنگ آریانپور
اویخته
#۲۰٬۲۲۷
pensile
آویخته، آویزان، معلق
flappy
شل و ول، آویخته، آویزان و گشاد، گل و گشاد
dropper
چکاننده، قطره چکان، آویخته
flaccid
سست، شل و ول، چروک شده، آویخته
pendant
معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه
hanging
عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام
underhung
پیش آمده، آویخته
hung
(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق hang
floppy
نرم، مسخره وار، سست
pending
در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى
dependent
وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج
pendulous
نوسانى