فرهنگ آریان‌پور

اویخته

#۲۰٬۲۲۷

معنی‌های انگلیسی
۱

pensile

آویخته، آویزان، معلق

۲

flappy

شل و ول، آویخته، آویزان و گشاد، گل و گشاد

۳

dropper

چکاننده، قطره چکان، آویخته

۴

flaccid

سست، شل و ول، چروک شده، آویخته

۵

pendant

معلق، آویخته، لنگه، قرین، شیب، نامعلوم، بى تکلیف، ضمیمه شده، آویز شده، آویزه

۶

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۷

underhung

پیش آمده، آویخته

۸

hung

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق hang

۹

floppy

نرم، مسخره وار، سست

۱۰

pending

در طى، درمدت، تا زمانى که، امر معلق، متکى

۱۱

dependent

وابسته، موکول، تابع، نامستقل، متعلق، مربوط، محتاج

۱۲

pendulous

نوسانى