فرهنگ آریان‌پور

نقل‌ کردن

#۲۰۲٬۲۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

convey

رساندن، بردن، حمل کردن، نقل کردن

۲

relate

باز گو کردن، گزارش دادن، شرح دادن، نقل کردن، گفتن

۳

take

(past: took ; past participle: taken) ـ گرفتن، ستاندن، لمس کردن، بردن، برداشتن، خوردن، پنداشتن

۴

narrate

داستانى را تعریف کردن، داستان سرایى کردن، نقالى کردن، شرح دادن