فرهنگ آریان‌پور

نقل - حمل -

#۲۰۲٬۲۰۶

معنی‌های انگلیسی
۱

haul

کشیدن، هل دادن، حمل کردن، کشش، همه ماهیهایى که در یک وهله به دام کشیده مى شوند، حمل و نقل

۲

transport

ترابرى کردن، بردن، حمل کردن، نقل و انتقال دادن، نفى بلد کردن، از خود بى خود شدن، از جا در رفتن، بارکش، حمل و نقل، وسیله نقلیه، ترابرى، حامل

۳

forwarding

جلو، پیش، به بعد، جلوى، گستاخ، جسور، فرستادن، رساندن، جلو انداختن، (فوتبال) بازى کن ردیف جلو، به جلو، ارسال کردن forward

۴

transportation

ترابرى، حمل و نقل، بار کشى، تبعید، انتقال