فرهنگ آریان‌پور

اویختگی

#۲۰٬۲۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

lobation

آویختگى، قطعه قطعه شدگى، مقطع زائده آویخته، داراى نرمه بودن

۲

pendency

تعلیق، آویختگى

۳

flaccidity

سستى، شلى، آویختگى

۴

hang

(past: hung, hanged ; past participle: hung, hanged) ـ آویختن، آویزان کردن، به دار آویختن، مصلوب شدن، چسبیدن به، متکى شدن بر، طرز آویختن، مفهوم، تردید، تمایل، تعلیق

۵

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما

۶

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش