فرهنگ آریان‌پور

نقطه دار

#۲۰۲٬۱۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

dotted

نقطه دار، منقوط، نقطه نقطه اى

۲

gutty

(در بازى گلف) توپ کائوچویى، نقطه دار، قطره قطره، شکمو

۳

punctuate

نقطه گذارى کردن، نشان گذارى کردن، نقطه دار، تاکید کردن