فرهنگ آریان‌پور

نقطه اتکاء

#۲۰۲٬۰۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

fulcrum

نقطه اتکاء، پایه، شاهین ترازو، اهرم، داراى نقطه اتکاء کردن، تکیه گاه ساختن پایه دار کردن

۲

stay

ماندن، توقف کردن، نگاه داشتن، بازداشتن، توقف، مکث، ایست، سکون، مانع، عصا، نقطه اتکاء، تکیه، مهار، حایل، توقفگاه

۳

pivot

مفصل، لولا، محور، مدار، میله، پاشنه، مخور چرخ، (مجازى) عضو موثر، محور اصلى کار، نقطه اتکاء، روى چیزى چرخیدن، روى پاشنه گشتن، چرخیدن، چرخاندن، روى پاشنه چرخیدن point d'appui

۴

staddle

قسمت تحتانى، چوب دستى، تکیه گاه، نقطه اتکاء، عصاى زیر بغل، درخت کوچک

۵

mainstay

(دریانوردى) مهار اصلى که از نوک شاه دکل تا پاى دکل جلو امتداد دارد، تکیه گاه اصلى، وابستگى عمده، نقطه اتکاء

۶

sheet anchor

(دریانوردى) لنگر سنگین کمر کشتى، نقطه اتکاء