فرهنگ آریان‌پور

نقض عهد

#۲۰۲٬۰۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

breach

نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در

۲

perjury

نقض عهد، سوگند شکنى، گواهى دروغ

۳

perfidy

پیمان شکنى، خیانت، نقض عهد، بى دینى

۴

violation

تجاوز، تخلف، تخطى، پیمان شکنى، نقض عهد

۵

abjuration

پیمان شکنى، عهد شکنى، سوگند شکنى، نقض عهد، ترک عقیده، ارتداد، انکار

۶

breach of promise

نقض قول