فرهنگ آریان‌پور

نقض

#۲۰۲٬۰۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

breach

نقض عهد، رخنه، نقض کردن، نقض عهد کردن، ایجاد شکاف کردن، رخنه کردن در

۲

not

نه خیر، حرف منفى، نقیض، نقض، نفى

۳

reversal

برگشت، واژگونى، نقض، واژگون سازى

۴

violation

تجاوز، تخلف، تخطى، پیمان شکنى، نقض عهد

۵

contravention

تخلف، نقض، تشدید