فرهنگ آریان‌پور

نقصان

#۲۰۲٬۰۱۲

معنی‌های انگلیسی
۱

want

خواست، خواسته، خواستن، لازم داشتن، نیازمند بودن به، نداشتن، کم داشتن، فاقد بودن، محتاج بودن، کسر داشتن، فقدان، عدم، نقصان، نیاز، ندارى

۲

decrease

کاهش، نقصان یافتن، کم کردن یا شدن، کاستن

۳

depletion

تهى سازى، رگ زنى، تقلیل، نقصان، تخلیه، نهى سازى

۴

defect

کاستى، آهو، عیب، نقص، ترک کردن، مرتدشدن، معیوب ساختن

۵

failure

واماندگى، درمانگى، کوتاهى، قصور، ناتوانى، شکست، ورشکستگى، خرابى، عدم موفقیت

۶

diminution

کاهش، کسر، تقلیل، کم شدگى، تحقیر