فرهنگ آریان‌پور

نقشه‌ کشیدن

#۲۰۱٬۹۷۱

معنی‌های انگلیسی
۱

plan

برنامه، طرح، نقشه، تدبیر، اندیشه، خیال، نقشه کشیدن، طرح ریختن

۲

brew

به وسیله جوشاندن و تخمیر آبجو ساختن، دم کردن، سرشتن، آمیختن، اختلاط

۳

chart

نمودار، نقشه، جدول (اطلاعات)، گرافیگ، ترسیم آمارى، بر روى نقشه نشان دادن، کشیدن، طرح کردن، نگاره

۴

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود