فرهنگ آریان‌پور

نقشه‌ کشی‌ کردن

#۲۰۱٬۹۶۹

معنی‌های انگلیسی
۱

map

نقشه، نگاشت، نگاشتن، نقشه کشیدن، ترسیم کردن