فرهنگ آریان‌پور

نقشه کشی

#۲۰۱٬۹۶۵

معنی‌های انگلیسی
۱

designment

نقشه کشى، طراح ریزى

۲

cartography

نقشه کشى

۳

draughtsmanship

نقشه کشى، طراحى

۴

plat

قطعه زمین کوچک، قطعه، نقشه، طرح، نقشه کشى، زمینه سازى، نقشه کشیدن، بافتن گیسو

۵

projection

افکنش، تصویر، پیش آمدگى، پیش افکنى، برآمدگى، نقشه کشى، پرتاب، طرح، طرح ریزى، تجسم، پرتو افکنى، نور افکنى، آگراندیسمان، پروژه

۶

drawing

(past: drew ; past participle: drawn) ـ کشیدن، رسم کردن، قرعه کشیدن، قرعه کشى، بیرون کشیدن، دریافت کردن، کشش draw