فرهنگ آریان‌پور

اونگان بودن

#۲۰٬۱۹۰

معنی‌های انگلیسی
۱

swing

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۲

dangle

آویزان بودن، آویزان کردن، آویختن، آویزان

۳

overhang

(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما