فرهنگ آریان‌پور

اونگان

#۲۰٬۱۸۹

معنی‌های انگلیسی
۱

swinging

(past: swung ; past participle: swung) ـ آونگان شدن یا کردن، تاب خوردن، چرخیدن، تاب، نوسان، اهتزاز، آونگ، نوعى رقص و آهنگ آن

۲

suspension

توقف، وقفه، تعطیل، ایست، تعلیق، بى تکلیفى، آویزان، آویزانى، اندروا، آونگان، اندروایى، آویزش

۳

hanging

عمل آویختن، اعدام، به دار زدن، چیز آویخته شده (مثل پرده و غیره)، آویز، معلق، آویزان، درحال تعلیق، محزون، مستحق اعدام

۴

swinger

نوسان دار، آونگى، ولگرد، هوسران، لذت طلب

۵

pendulous

نوسانى