فرهنگ آریان‌پور

نقش براب‌ کردن

#۲۰۱٬۸۴۲

معنی‌های انگلیسی
۱

foil

جاى نگین، تراشه، ته چک، سوش، فلز ورق شده، ورق، سیماب پشت آینه، زرورق، بى اثر کردن، عقیم گذاردن، خنثى کردن، دفع کردن، فلز را ورقه کردن

۲

mock

ساختگى، تقلیدى، تقلید در آوردن، استهزاء کردن، دست انداختن، تمسخر

۳

ruin

نابودى، خرابى، خرابه، ویرانه، تباهى، خراب کردن، فنا کردن، فاسد کردن

۴

defeat

شکست دادن، هزیمت، مغلوب ساختن، شکست، از شکل افتاده گى، بى قوارگى

۵

frustrate

خنثى کردن، هیچ کردن، باطل کردن، ناامید کردن، فکر کسى را خراب کردن، فاسدشدن