فرهنگ آریان‌پور

نقش بازی‌ کردن

#۲۰۱٬۸۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

play

بازى، نواختن ساز و غیره، سرگرمى مخصوص، تفریح، بازى کردن، تفریح کردن، ساز زدن، آلت موسیقى نواختن، زدن، رل بازى کردن، روى صحنه ى نمایش ظاهرشدن، نمایش، نمایشنامه

۲

impersonate

جعل هویت کردن، خود را به جاى دیگرى جا زدن

۳

impersonation

جعل هویت، نقش دیگرى را بازى کردن