فرهنگ آریان‌پور

نقش‌ انداختن

#۲۰۱٬۸۲۵

معنی‌های انگلیسی
۱

impress

تحت تاثیر قرار دادن، باقى گذاردن، نشان گذاردن، تاثیر کردن بر، مهر زدن مهر، نشان، اثر، نقش، طبع