فرهنگ آریان‌پور

نقش

#۲۰۱٬۸۱۸

معنی‌های انگلیسی
۱

infraction

نقش، تخلف، شکستن

۲

designation

نقش، اسم، تخصیص

۳

role

بخش، طومار، رل، وظیفه، (بازى در تاثر) نقش

۴

stamp

مهر (mohr)، نشان، نقش، باسمه، چاپ، تمبر، پست، جنس، نوع، پابزمین کوبیدن، مهر زدن، نشان دار کردن، کلیشه زدن، نقش بستن، منقوش کردن، منگنه کردن، تمبر زدن، تمبر پست الصاق کردن

۵

figure

شکل، صورت، شخص، نقش، رقم، عدد، کشیدن، تصویر کردن، مجسم کردن، حساب کردن، شمردن، پیکر

۶

legend

افسانه، نوشته روى سکه و مدال، نقش، شرح، فهرست، علائم و اختصارات

۷

design

قصد کردن، تخصیص دادن، طرح کردن نقشه، طرح، طراحى، زمینه، تدبیر، قصد، خیال، مقصود

۸

pattern

الگو، نقش، انگاره، طرح، صفات و خصوصیات فردى، خصوصیات، به عنوان نمونه یا سرمشق به کار رفتن، نظیربودن، همتا بودن، تقلید کردن، نقشه یا طرح ساختن، به عنوان الگو به کار بردن

۹

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه نمایش‌ فیلم‌ role or role

۱۰

hand

دست، عقربه، دسته، دستخط، خط، شرکت، دخالت، کمک، طرف، پهلو، پیمان دادن، کمک کردن، با دست کارى را انجام دادن یک وجب

۱۱

imprint

مهر زدن، نشاندن، گذاردن، زدن، منقوش کردن

۱۲

impression

اثر، جاى مهر، گمان، عقیده، خیال، احساس، ادراک، خاطره، نشان گذارى، چاپ، طبع