فرهنگ آریان‌پور

نقد کردن

#۲۰۱٬۷۵۶

معنی‌های انگلیسی
۱

cash

پول نقد، وصول کردن، نقد کردن، دریافت کردن، صندوق پول، پول خرد

۲

realize

واقعى کردن، درک کردن، فهمیدن، دریافتن، تحقق یافتن، نقد کردن، تحقق بخشیدن، پى بردن

۳

review

بازدید، تجدید نظر، رژه، نشریه، مجله، سان دیدن، بازدید کردن، انتقاد کردن، مقالات انتقادى نوشتن، بازبین، دوره کردن، مرور، مرور کردن

۴

criticize

نقد ادبى کردن، انتقاد کردن، نکوهش کردن

۵

liquidate

تسویه کردن، حساب را واریز کردن، برچیدن، از بین بردن، مایع کردن، به صورت نقدینه درآوردن، سهام