فرهنگ آریان‌پور

نقد

#۲۰۱٬۷۴۶

معنی‌های انگلیسی
۱

criticism

نقد ادبى، انتقاد، عیبجویى، نقدگرى، نکوهش

۲

liquid

مایع، آبگونه، چیز آبکى، روان، سلیس، (در مورد کالا) نقد شو، پول شدنى، سهل و ساده

۳

down

پایین، از کارافتاده، پر درآوردن جوجه پرندگان، پرهاى ریزى که براى متکا به کار مى رود، کرک، کرک صورت پایین، سوى پایین، به طرف پایین، زیر، به زیر، دلتنگ، غمگین، پیش قسط down ـ (48)

۴

spot

خال، نقطه، لک، موضع، بجا آوردن، مکان، محل، لکه، زمان مختصر، لحظه، لکه دار کردن یاشدن، با خال تزیین کردن، در نظر گرفتن، کشف کردن، آماده پرداخت، فورى

۵

ready

آماده کردن، مهیا کردن، حاضر کردن، آماده

۶

critique

فن انتقاد، مقاله انتقادى