فرهنگ آریان‌پور

نق زدن

#۲۰۱٬۶۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

nag

اسب کوچک سوارى، اسب پیر و وامانده، یابو، فاحشه، عیبجویى کردن، نق زدن، آزار دادن، مرتبا گوشزد کردن، عیبجو، نق نقو

۲

mewl

ناله کردن، میومیو کردن، نق زدن، ناله، میومیو، فریاد، نق

۳

carp

عیب جویى کردن، از روى خرده گیرى صحبت کردن، گله کردن، (جانور شناسى) ماهى کول، کپور

۴

cavil

خرده گیرى کردن، عیب جویى کردن، خرده گیرى، عیب جویى

۵

badger

دستفروش، دوره گرد، خرده فروش، (جانور شناسى) گورکن، خرسک، شغاره (mustelidae) ـ سر به سر گذاشتن، اذیت کردن، آزار کردن

۶

chivvy

(chive =) ـ تعقیب کردن، اذیت کردن chivy

۷

niggle

ور رفتن، وقت گذراندن، خرده گرفتن

۸

grumble

ژکیدن، لندلند، غرغر کردن، گله کردن، ناله، گله