فرهنگ آریان‌پور

نفهمیدن

#۲۰۱٬۵۵۳

معنی‌های انگلیسی
۱

misknow

بى اطلاع بودن از، بد شناختن، نفهمیدن

۲

beat

(past: beat ; past participle: beaten) ـ تپیدن، زدن، کتک زدن، چوب زدن، شلاق زدن، کوبیدن ضرب، ضربان، ضربان نبض و قلب، زمان عبور کلمه، تپش، ضربت موسیقى، غلبه، پیشرفت، زنش

۳

lose

(past: lost ; past participle: lost) ـ گم کردن، مفقود کردن، تلف کردن، از دست دادن، زیان کردن، منقضى شدن، باختن (در قمار و غیره)، شکست خوردن