فرهنگ آریانپور
نفرین کردن
#۲۰۱٬۴۳۰
anathematize
نفرین کردن، لعنت کردن، نفرین شدن
cuss
(curse =) ـ فحش، لعنت، فحش دادن، نفرین کردن
curse
نفرین، دشنام، لعنت، بلا، مصیبت، نفرین کردن، ناسزا گفتن، فحش دادن
beshrew
لعنت کردن، تباه کردن، نفرین کردن، دشنام دادن، هتاکى کردن
doggone
لعنت شده، نفرین شده، نفرین کردن
imprecate
لعنت کردن، نفرین کردن، التماس کردن