فرهنگ آریان‌پور

اولیه

#۲۰٬۱۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

primal

اولیه، بسیار قدیمى

۲

primary

اولیه، ابتداى، عمده، ابتدایى، مقدماتى، نخستین، اصلى

۳

early

زود، بزودى، مربوط به قدیم، عتیق، اولیه، در اوایل، در ابتدا

۴

prime

اول، عمده، نخست، زبده، درجه یک، آغاز، بهار جوانى، کمال، بهترین قسمت، نخستین، اولیه، اصلى، برجسته، بار کردن، تفنگ را پر کردن، بتونه کارى کردن، قبلا تعلیم دادن، آماده کردن، مجهز ساختن، تحریک کردن

۵

primeval

پیشین، اولیه، بسیار کهن، باستانى

۶

rudiment

(در جمع) مقدمات، علوم مقدماتى، چیز بدوى، اولیه، ابتدایى

۷

embryonic

رویانى، جنینى، (مجازى) نارس، اولیه

۸

incipient

نخستین، بدوى، اولیه، مرحله ابتدایى

۹

primitive

بدوى، اولیه، اصلى، پیشین، قدیم، انسان اولیه

۱۰

preliminary

آستانه اى، اولیه، مقدمات، مقدماتى، ابتدایى، امتحان مقدماتى

۱۱

rudimentary

ناقص، اولیه، بدوى، ابتدایى

۱۲

common

مشترک، اشتراکى، معمولى، عمومى، متعارفى، عادى، پیش پا افتاده، پست، عوامانه، مردم عوام، مشارکت کردن، مشاع بودن، مشترکا استفاده کردن

۱۳

initial

نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن

۱۴

elemental

عنصرى، وابسته به جسم بسیط، خالص، اصلى، مقدماتى

۱۵

elementary

مقدماتى، ابتدایى، اصلى

۱۶

initiative

ابتکار، پیشقدمى، قریحه، آغازى

۱۷

Abecedarian

ابجد آموز، ابجد خوان، مبتدى، ابتدایى