فرهنگ آریان‌پور

نفخ

#۲۰۱٬۳۶۱

معنی‌های انگلیسی
۱

emphysema

نفخ، اتساع و بزرگى عضوى در اثر گاز یا هوا، باد (در عضوى از بدن)، آمفیزم

۲

wind

(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس

۳

bloat

پف کرده، باد کردن، باددار، نفخ

۴

flatus

باد شکم، گاز شکم، نفخ، وزش، دم، نسیم

۵

distension

باد کردگى، انبساط، نفخ

۶

flatulence

(flatulency =) ـ باد شکم، نفخ شکم، (مجازى) باد، لاف، طمطراق