فرهنگ آریانپور
نفاق
#۲۰۱٬۳۲۱
split
(past: split ; past participle: split) ـ ترک، انشعاب، دوبخشى، شکافتن، دونیم کردن، از هم جدا کردن، شکاف، نفاق، چاک split divisiveness
faction
دسته بندى، حزب، انجمن، فرقه، نفاق
discord
ناسازگارى، اختلاف، دعوا، نزاع، نفاق، ناجور بودن، ناسازگار بودن
disunion
جدایى، جداشدگى، انفصال، نفاق، عدم اتفاق
concision
برش، قطع، تفرقه، نفاق
dissension
اختلاف عقیده، نفاق، اختلاف، شقاق
factionalism
فرقه بازى، نفاق
schism
(schismatism =) ـ جدایى، شقاق، انفصال، اختلاف، ایجاد جدایى، تفرقه، اختلاف و تفرقه در کلیسا