فرهنگ آریان‌پور

اولین

#۲۰٬۱۲۳

معنی‌های انگلیسی
۱

initial

نخستبن، اول، اولین، اصلى، آغازى، ابتدایى، بدوى، واقع در آغاز، اولین قسمت، پاراف، در آغاز قرار دادن، نخستین حروف نام و نام خانوادگى را نوشتن، پاراف کردن، آغاز کردن

۲

headmost

جلویى، اولین (ردیف)، جلوترین، مقدم

۳

initiatory

واقع در اول، اولین، دخولى، وابسته به آئین دخول

۴

first

نخست، نسختین، اولاً، نخستین، اول، یکم، مقدم، مقدماتى

۵

maiden

دوشیزه، دختر باکره، جدید