واژههای فارسی←نظمیهفرهنگ آریانپورنظمیه#۲۰۱٬۲۱۰شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱policeاداره شهربانى، پاسبان، حفظ نظم و آرامش (کشور یا شهرى را) کردن، به وسیله پلیس اداره و کنترل کردنواژههای نزدیک در الفبانظمیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظمی - بابی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظمی - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظمی در جلیدیه ی - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظمی کامل - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظمی و اغتشاش - بی -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر