فرهنگ آریان‌پور

نظم و ترتیب

#۲۰۱٬۱۹۵

معنی‌های انگلیسی
۱

fettle

علف، یونجه، حال، حالت، نظم و ترتیب، درست کردن، رفو کردن، آراستن

۲

clarity

وضوح، روشنى، نظم و ترتیب، تمیزى

۳

discipline

انضباط، انتظام، نظم، تادیب، ترتیب، تحت نظم و ترتیب در آوردن، تادیب کردن discipline orderliness tidiness

۴

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۵

standpoint

نقطه ثابت، نقطه نظر، دیدگاه