فرهنگ آریانپور
نظم و ترتیب
#۲۰۱٬۱۹۵
fettle
علف، یونجه، حال، حالت، نظم و ترتیب، درست کردن، رفو کردن، آراستن
clarity
وضوح، روشنى، نظم و ترتیب، تمیزى
discipline
انضباط، انتظام، نظم، تادیب، ترتیب، تحت نظم و ترتیب در آوردن، تادیب کردن discipline orderliness tidiness
sight
بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن
standpoint
نقطه ثابت، نقطه نظر، دیدگاه