واژههای فارسی←نظم کردن - بی -فرهنگ آریانپورنظم کردن - بی -#۲۰۱٬۱۸۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱disorganizeدرهم و بر هم کردن، مختل کردن، بى نظم کردن، تشکیلات چیزى را بر هم زدنواژههای نزدیک در الفبانظم بردارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظم دادنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظم در اوردن - به -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظم دهندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظم سازیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسینظم عمومیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر