فرهنگ آریان‌پور

نظر کردن

#۲۰۱٬۱۰۲

معنی‌های انگلیسی
۱

eye

چشم، دیده، بینایى، دهانه، سوراخ سوزن، دکمه یا گره سیب زمینى، مرکز هر چیزى، کارآگاه، نگاه کردن، دیدن، پائیدن

۲

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن