فرهنگ آریان‌پور

نظر شدید و تند - اظهار -

#۲۰۱٬۰۹۳

معنی‌های انگلیسی
۱

gird

(past: girded, girt ; past participle: girded, girt) ـ ضربه شدید، اظهار نظر شدید و تند، حلقه، کمربند بستن، بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومند کردن، آماده کردن، محکم کردن