فرهنگ آریان‌پور

نظر رسیدن - به -

#۲۰۱٬۰۸۴

معنی‌های انگلیسی
۱

peer

همتا، جفت، قرین، همشان، عضو مجلس اعیان، صاحب لقب اشرافى، رفیق، برابر کردن، هم درجه کردن، به درجه اشرافى (مثل کنت و غیره) رسیدن، برابر بودن با، به دقت نگریستن، باریک شدن، نمایان شدن، به نظر رسیدن، همال

۲

hulk

لاشه کشتى، کشتى، بدنه کشتى، تنه کشتى، کشتى سنگین و کندرو، با سنگینى و رخوت حرکت کردن، بزرگ به نظر رسیدن

۳

sound

صوت، صدا، صدا کردن، به نظر رسیدن، آوا، سالم، درست، بى عیب، استوار، بى خطر، دقیق، مفهوم، صدا دادن، به گوش خوردن، به صدا درآوردن، نواختن، زدن، به طور ژرف، کاملاً، ژرفاسنجى کردن، گمانه زدن