فرهنگ آریان‌پور

نظر

#۲۰۱٬۰۳۲

معنی‌های انگلیسی
۱

ken

(past: kenned, kent ; past participle: kenned) ـ نظر، بینش، بصیرت

۲

look

نگاه، نظر، نگاه کردن، نگریستن، دیدن، چشم را به کار بردن، قیافه، ظاهر، به نظر آمدن مراقب بودن، وانمود کردن، ظاهر شدن، جستجو کردن

۳

shim

خط سفید پیشانى اسب، نظر، یک نگاه، توفال، بیلچه، بیلچه زدن، هموار کردن

۴

view

نما، منظره، نظریه، دیدن، نظر، عقیده، دید، چشم انداز، قضاوت، از نظر گذراندن

۵

waff

اهتزاز پرچم یا هر چیز دیگرى براى علامت دادن، اوه، پیف، خفیف، تشر، نظر، بى ارزش

۶

sight

بینایى، دید، نظر، منظره، رویت کردن، بینش، باصره، تماشا، آلت نشانه روى، جلوه، قیافه، جنبه، چشم، قدرت دید، دیدگاه، هدف، دیدن، دید زدن، نشان کردن، بازرسى کردن

۷

slant

کجى، کج کردن، کج شدن، خط کج، سطح اریب، شیب، نگاه کج، نظر، کج، اریب، سراشیب، کج رفتن، شیب پیدا کردن، تحریف کردن

۸

advice

اندرز، رایزنى، صوابدید، مشورت، مصلحت، نظر، عقیده، پند، نصیحت، آگاهى، خبر، اطلاع

۹

esteem

قدر، اعتبار، اقدام، رعایت ارزش، نظر، شهرت، ارجمند شمردن، لایق دانستن، محترم شمردم

۱۰

gander

(زبان عامیانه) نگاه، نظر گردش کردن، (جانور شناسى) غاز نر، آدم نادان، مرد متاهل

۱۱

opinion

نظریه، عقیده، نظر، راى، اندیشه، فکر، گمان

۱۲

verdict

راى، راى هیئت منصفه، فتوى، نظر، قضاوت

۱۳

viewpoint

لحاظ، نظر، نقطه نظر، دید، دیدگاه، نظریه، عقیده

۱۴

discretion

بصیرت، احتیاط، حزم، نظر، راى، صلاحدید

۱۵

thought

(past: thought ; past participle: thought) ـ اندیشیدن، فکر کردن، خیال کردن، گمان کردن think